فیلترشکن جدید - یوزجامپ
پنجشنبه ۳۱ دسامبر ۲۰۰۹
چهارشنبه ۳۰ دسامبر ۲۰۰۹
الان بیش از هر زمان دیگر، وقت تحریم است
بسیاری از مردم ایران، چه در خارج و چه در داخل، منتظر اقدامات جدی دولتهای خارجی در مقابله با جنایات جمهوری اسلامی هستند. بخش قابل توجهی از مردم فکر میکنند که محکوم کردن جنایات جمهوری اسلامی توسط سران کشورهای خارجی به تنهایی کافی نیست و کاری را پیش نمی برد. اکنون بیش از هر زمان دیگر نیاز به تحریم های اقتصادی احساس میشود.
ایده تحریم را باید هر چه بیشتر به میان مردم برد و آن را به یک خواسته جدی سیاسی تبدیل کرد. دولتهای خارجی نیز باید بسیار جدی تر مورد اعتراض قرار گیرند تا سیاستهای خود در مقابل جمهوری اسلامی را تغییر دهند. همانطور که در مورد برنامه هسته ای رژیم بسیاری از دولتهای خارجی حاضرند جمهوری اسلامی را تحریم اقتصادی کنند، باید همچنین حاضر باشند از منافع کوتاه مدت اقتصادی خود دست بکشند و این رژیم را به خاطر جنایات وحشیانه اش علیه مردم ایران تحریم کنند.
سهشنبه ۲۹ دسامبر ۲۰۰۹
سرنگونی جمهوری اسلامی بدون رهبری جنبش هم ممکن است
تجربه این چند ماه نشان داده که موسوی و کروبی به دلایل مختلف از قاطعیت لازم در مقابله با رژیم جمهوری اسلامی برخوردار نیستند و نمیتوانند نیازها و خواسته های روزافزون جنبش مردمی را پاسخ گویند. جمهوری اسلامی از آغاز موجودیتش تا کنون با سرکوب شدید اپوزیسیون جلوی سازمان یابی نیروهای مخالف را گرفته و این باعث شده که جنبش ضد رژیم نتواند رهبر یا رهبرانی داشته باشد.
بسیاری بر این باورند که پیروزی جنبش های مردمی بدون رهبری غیرممکن است. این نوع نگاه میتواند باعث سرخوردگی و ناامیدی بشود و از شدت مقابله مردم با رژیم کم کند. مسلما جنبشی که رهبری داشته باشد سریع تر میتواند پیروز شود، ولی اینطور نیست که لازمه پیروزی جنبش، وجود رهبری باشد. برای نمونه میتوان به انقلاب رومانی در سال 1989 اشاره کرد. رژیم کمونیستی رومانی در مقایسه با بسیاری از نظامهای کمونیستی سابق خشن تر بود و به همین دلیل هیچ شخصیت و نیرویی وجود نداشت که بتواند رهبری کل جنبش ضد دیکتاتوری در رومانی را در دست بگیرد. از این نظر وضعیت رومانی در آن زمان شبیه به اوضاع کنونی ایران بود.
در سال 1989 رژیم رومانی بر خلاف بسیاری از رژیمهای سوسیالیستی سابق دست به سرکوب خشن و وسیع مردم معترض زد و بیش از 1000 تن را کشت. با وجود اینکه جنبش مردم رومانی رهبر نداشت، مردم موفق شدند حکومت رومانی را سرنگون کنند. جالب اینجاست که بعد از سرنگونی حکومت چائوچسکو برای مدتی نسبتا طولانی (دقیقا یادم نمیاید برای چه مدت، ولی حداقل چندین هفته) رومانی دولت نداشت و مردم به طور خودجوش امور را در دست گرفته بودند و از نظر سیاسی نوعی نظام آنارشیستی در آنجا بر پا شده بود. جالب تر این است که با وجود فقدان دولت (که شامل پلیس و ارتش و غیره هم هست) مردم از امنیت و آرامش برخوردار بودند و هرج و مرج به وجود نیامده بود. تازه بعد از سرنگونی نظام دیکتاتوری رومانی بود که مردم توانستند خود را بر اساس خواسته های سیاسی شان سازماندهی کنند و به تشکیل دولت فکر کنند.
تجربه رومانی نشان میدهد که پیروزی جنبش های مردمی و ساقط کردن حکومتها بدون رهبری هم ممکن است. آنچه مهم است این است که مردم به اعتراضات خود شدت بخشند و سعی کنند تعداد بیشتری را از اقشار مختلف با خود همراه کنند. جریان اعتراضات به شکل گیری رهبری و سازمان یافتن نیروهای جنبش کمک خواهد کرد، حتی اگر این اتفاق بعد از سرنگونی رژیم بیافتد.
دوشنبه ۲۸ دسامبر ۲۰۰۹
شنبه ۲۶ دسامبر ۲۰۰۹
سیاست دوگانه غرب در برخورد با جرائم سیاسی
دو روز پیش زنی ایتالیایی-سوییسی به پاپ حمله کرد و او را به زمین انداخت. چند روز قبل از آن در ایتالیا فردی به رییس جمهور ایتالیا، برلوسکونی، حمله کرد و او را زخمی کرد. رسانه ها در هر دو مورد این افراد را بیمار روانی دانستند. با خودم داشتم فکر میکردم و دیدم که در ده بیست سال اخیر هر وقت در غرب سیاستمداری مورد حمله قرار گرفته، حمله کنندگان را بیمار روانی معرفی کرده اند.
سوال اینجاست که آیا این افراد انگیزه سیاسی نداشته اند؟ آیا بیمار معرفی کردن حمله کنندگان نوعی سرپوش گذاشتن بر انگیزه های سیاسی آنان نیست؟ مسلما با زندانی کردن این افراد به عنوان مجرمین سیاسی، تشنجات سیاسی در جامعه بر ملا میشود، این نوع حملات به عنوان اقداماتی سیاسی اعتبار بیشتری پیدا میکنند و زندانیان سیاسی از جایگاه "برتر"ی برخوردار میشوند. در صورتی که با بیمار دانستن این افراد و انتقال آنان به بیمارستان های روانی شکل دیگری به قضیه داده میشود و به احتمال زیاد این افراد را در آنجا واقعا روانی هم میکنند. اگر آنها زندانی سیاسی بودند، از حق و حقوق بسیار بیشتری برخوردار میشدند، در صورتی که کسی که به عنوان بیمار روانی بستری شده، چندان حق و حقوقی ندارد و اختیارش دیگر دست خودش نیست.
میتوان دلیل آورد که دست زدن به خشونت، به خصوص در جوامع غربی، ناشی از بیماری و اختلالات روانی ست. ولی اگر اینطور باشد، پس تروریست های اسلامی هم باید به عنوان بیمار روانی بستری شوند، نه زندانی. آیا میتوان گفت فردی که به برلوسکونی حمله کرده روانی تر از از فرد مسلمانی ست که در هلند فیلمساز ضد اسلام، وان گوگ، را به شکلی وحشیانه کشت؟! آیا تروریستهای اسلامی که حاضرند عملیات انتحاری انجام دهند از سلامت روانی بیشتری برخوردار هستند؟
سوالاتی از این دست زیاد است. آنچه مشخص است این است که غرب در بسیاری موارد حقوق انسانی مجرمین سیاسی را زیر پا میگذارد.
امان از بی دقتی
در بیانیه ای که در پست قبلی لینکش را گذاشته ام، اشتباها اسم اینترپل (پلیس بین الملل)، اینترل پل نوشته شده است. به مسئولین آن از طریق ایمیل خبر دادم که چنین اشتباهی پیش آمده، ولی متاسفانه بعد از گذشت دو روز هنوز درستش نکرده اند. این نوع بی دقتی ها میتواند از اعتبار کار آدم کم کند.
این جریان من را یاد اتفاق خنده داری انداخت که چند سال پیش برای یکی از دوستانم پیش آمده بود. این دوست عزیز که اتفاقا با حزب کمونیست کارگری هم کار میکرد، داشت اعلامیه ای به اسم خودش مینوشت (کاری که در آن زمان در آن حزب مرسوم بود). بعد از نوشتن اعلامیه آن را برای یک نفر ایمیل کرده بود تا او آن را تصحیح کند. کسی که قرار بود اعلامیه را تصحیح کند، پیشنهادات و دلایل تغییراتی را که در متن داده بود، بعد از هر جمله در پرانتز نوشته بود و برای دوستم ایمیل کرده بود. این دوست عزیز هم متن جدید را نخوانده، آن را با همان توضیحاتی که در لابلای متن آمده بود، به سایتها و آدرسهایی که داشت، ایمیل کرده بود. مثلا در اعلامیه اش بعد از یک جمله ی بسیار جدی آمده بود: فلان کلمه حذف شده. بهتر است این جمله را هم طور دیگری فرموله کنی! با این کار اعلامیه اش تبدیل شده بود به یک متن کمدی.
خلاصه اینکه عجله و کم دقتی میتواند کار دست آدم بدهد.
جمعه ۲۵ دسامبر ۲۰۰۹
جمع آوری امضا علیه اقدام ج.ا. در اینترپل
برای امضا و حمایت از این فراخوان لطفا از طریق ایمیل با آدرسی که در پایین بیانیه آمده، تماس بگیرید.
چهارشنبه ۲۳ دسامبر ۲۰۰۹
دوشنبه ۲۱ دسامبر ۲۰۰۹
جیمز باند هم دیگر جیمز باند سابق نیست!
چندی پیش داشتم فیلمی هالیوودی به نام "آوانتی" را نگاه میکردم که در سال 1972 ساخته شده، و باز هم به این فکر کردم که چقدر دنیای سینما در عرض دهه های اخیر تغییر کرده. عجیب هم نیست. بالاخره تغییرات جوامع در فیلمها هم انعکاس پیدا میکند. اگر فیلمهای قدیمی و جدید هم سطح و هم سبک را با دیدی موشکافانه نگاه کنیم، متوجه تغییرات جدی اجتماعی – سیاسی در دنیای سینما می شویم.
یکی از آشنایان یک بار به نکته ای درباره فیلمهای جیمز باند اشاره کرد، که من بطور آگاهانه درباره اش فکر نکرده بودم. میگفت در فیلمهای قدیمی، جیمز باند راه میرفت و دست به باسن زنهای همکارش میزد و این برای اکثر مردم امری عادی بود. در صورتی که امروز در کشورهای غربی اگر یک مرد دست به باسن همکار زنش بزند، این مزاحمت جنسی و جرم تلقی میشود و مورد پیگرد قانونی قرار میگیرد. این تغییرات در فیلمهای جدید، حتی در فیلمهای جیمز باند که هنوز تا حد زیادی "مردپرستانه" هستند، انعکاس پیدا کرده. نوع برخورد با زن و نگاه به زن هر چند در بسیاری فیلمها هنوز مردسالارانه است، ولی باز نسبت به گذشته به طور محسوس بهتر شده.
همین فیلم کمدی "آوانتی" را که بهش اشاره کردم اگر با فیلمهای جدید هم سبک و هم سطح اش مقایسه کنیم، می بینیم که چنان نگاهی به زن دیگر قابل قبول نیست و تقریبا غیرممکن است که کسی زنان را در فیلمش آنقدر ناچیز بیانگارد. در فیلم "آوانتی" که جک لمون در آن نقش اصلی را بازی میکند، مردی آمریکایی (جک لمون) برای تحویل گرفتن جسد پدرش که در ایتالیا مرده، به آنجا میرود و در آنجا با زنی آشنا میشود و با هم رابطه جنسی برقرار میکنند. قهرمان اصلی فیلم که همسر و بچه هایش در آمریکا منتظرش هستند، زنی را که با او در ایتالیا آشنا شده به عنوان کسی که میتوان چند ماه تابستان را با او گذراند، می بیند. در پایان فیلم مرد به آمریکا پیش همسر و بچه هایش برمیگردد و قرار میشود هر تابستان به ایتالیا بیاید و مدتی را با زنی که با او آشنا شده، بگذراند.
در تمام فیلم هیچ صحبتی از نیازهای زنان نیست. این فیلم به طور آشکار تبلیغ میکند که مردان باید فقط و فقط به فکر این باشند که بهشان خوش بگذرد، و خوشگذرانی هم فقط در روابط متعدد جنسی با زنان جوانتر از خود تعریف میشود. از دید فیلمساز چیزی به اسم عشق و عاشقی برای مردان وجود ندارد و فقط مختص زنانی ست که بعد از عاشق شدن باید خود را به طور کامل در اختیار مردان قرار دهند، حتی اگر این به این معنی باشد که تا پایان عمرشان خود را با یک رابطه دو سه ماهه در سال، آن هم به طور مخفی، راضی نگه دارند.
با دیدن این فیلم حسابی خشمگین شدم، ولی بعد از چند دقیقه فکر کردن خوشحال شدم که چنین نگاهی به زن دیگر تاریخ مصرفش گذشته است و در مردسالارانه ترین فیلمهای غربی هم دیگر جایی ندارد. حتی در آشغال ترین فیلمهای امروزی هم زنان حداقل نیاز جنسی دارند و اینطور نیست که با آنان مثل یک جسم بی جان برخورد شود.
جمعه ۱۸ دسامبر ۲۰۰۹
حکم اعدام برای 12 مرد همجنسگرا در ایران
بنا به گزارش "گی سیتی نیوز" در حال حاضر در ایران 10 مرد همجنسگرا که هشت تن از آنان نوجوان هستند، منتظر اجرای حکم اعدام خود هستند. پرونده دو مرد دیگر نیز که به جرم "لواط" به اعدام محکوم شده بودند، در مرحله تجدید نظر است. خبر صدور حکم اعدام برای این افراد در روز 25 نوامبر توسط "کمیسیون بین المللی حقوق بشر مردان و زنان همجنسگرا"، "سازمان دگرباشان ایرانی" و یک سازمان هلندی به اطلاع رسانه های جهان رسید. این سازمانها از افکار عمومی دنیا و دولت ها خواسته اند که تمام تلاش خود را به کار گیرند تا جلوی اجرای این احکام را بگیرند.
مطلع شدن از مورد همجنسگرایانی که در ایران به اعدام محکوم میشوند، کار بسیار سختی است، چرا که همجنسگرایی تابو محسوب میشود. با این وجود کمیته گزارشگران حقوق بشر در ایران موفق شده اطلاعات جدیدی در مورد پرونده این 12 نفر به دست بیاورد و آن را در اختیار رسانه ها قرار دهد.
"گی سیتی نیوز" همچنین در مورد وجود تشکلهای مخفی همجنسگرایان و دگرباشان در ایران، به ویژه در دانشگاهها، گزارش داده و با وکیل یکی از همجنسگرایانی که به اعدام محکوم شده، مصاحبه کرده.
کلاس های تخصصی برای خانمها و آقایان (طنز)
مرکز آموزش بزرگسالان برگزار ميکند
کلاسهاى پائيزه براى آقايان
ثبت نام تا پايان شهريور ماه
توجه: به دليل پيچيدگى و مشکلى موضوعات،
براى هر کلاس بيش از 2 نفر ثبت نام نميشود
کلاس 1
چگونه جايخى را پر ميکنند؟
برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمايش اسلايد
کلاس 2
آيا دستمال توالت خود به خود عوض ميشود؟
برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
کلاس 3
مسئوليت پذيري در قبال سطل زباله بردن يا نبردن ؟
برگزارى به صورت کار عملى و گروهى
کلاس 4
تفاوتهاى بنيادى بين سبد لباسهاى کثيف و کف زمين
برگزارى به صورت نمايش فيلم با توضيحات تکميلى
کلاس 5
آيا ظرفهاى غذا ميتوانند خودشان پرواز کنند و در سينک آشپزخانه فرود آيند؟
برگزارى به صورت نمايش ويديويى
کلاس 6
گم کردن ريموت کنترل و از دست دادن هويت
برگزارى به صورت کارگاه آموزشى همراه با گروههاى پشتيبان
کلاس 7
يادگيرى چگونگى پيدا کردن چيزها ...... ابتدا نگاه کردن به سرجايش و بعد زير و رو کردن خانه
برگزارى به صورت بحث آزاد
کلاس 8
حفظ سلامتى ... گل آوردن براى همسر سلامتى شمارا به خطر نمياندازد
برگزارى به صورت نمايش اسلايد همراه با نوار صوتى
کلاس 9
مرد واقعى هنگامى که راه را گم کرد از يکنفر سوال ميکند
برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
کلاس 10
آيا از لحاظ ژنتيکى غيرممکن است که به هنگام پارک کردن ماشين توسط همسرتان ساکت بنشينيد؟
برگزارى به صورت شبيهسازى کامپيوترى
کلاس 11
تفاوتهاى بنيادى بين مادر و همسر
برگزارى به صورت آنلاين و نقش بازى کردن
کلاس 12
حفظ آرامش به هنگام خريد کردن همسر
برگزارى به صورت تمرينات مديتيشن و روشهاى تنفسى
کلاس 13
مبارزه با فراموشى ... به يادآوردن روز تولد، سالگردها و ساير تاريخهاى مهم
برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
کلاس 14
اجاق گاز چيست و چگونه استفاده ميشود؟
برگزارى به صورت نمايش زنده
********* ********* *********
کلاسهاى بهاره براى خانم ها
توجه: به دليل پيچيدگى و مشکلى موضوعات،
براى هر کلاس بيش از 2 نفر ثبت نام نميشود
کلاس 1
چگونه 2.5 متر ماشين رو تو 8 متر جاي پارک قرار دهيم؟
برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمايش اسلايد
کلاس 2
مسابقه فوتبال يک ورزش است نه فيلم غير اخلاقي
برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
کلاس 3
آيا ميتوان با آمادگي قبلي براي رفتن به مراسم عروسي همزمان با آقايان حاضر شد؟
برگزارى به صورت کار عملى و گروهى
کلاس 4
نحوه گرفتن صحيح فرمان اتومبيل (بطور ثابت و در حال دور زدن)
برگزارى به صورت نمايش فيلم با توضيحات تکميلى
کلاس 5
نحوه تشخيص تاريخ انقضاء مواد خوراکي از روي بسته آنها هنگام خريد
برگزارى به صورت نمايش ويديويى
کلاس 6
عدم ترس از نازل پمپ بنزين و استفاده از آن
برگزارى به صورت کارگاه آموزشى همراه با گروههاى پشتيبان
کلاس 7
گفتن "عزيزم" به شوهر سلامتى شمارا به خطر نمياندازد
برگزارى به صورت نمايش اسلايد همراه با نوار صوتى
کلاس 8
چطور مي توان با تلفن زير 30 دقيقه صحبت کرد؟
برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
کلاس 9
آيا از لحاظ ژنتيکى غيرممکن است که هنگامي که خانم ها خودماني با هم تنها هستند حرف هاي زشت نزنند؟
برگزارى به صورت شبيهسازى کامپيوترى
کلاس 10
تفاوتهاى بنيادى بين شوهر و آرنولد شوارتزنگر ، براد پيت و بيل گيتس
برگزارى به صورت آنلاين و نقش بازى کردن
کلاس 11
رد نشدن از جلوي تلويزيون با جارو به هنگام پخش فينال جام باشگاه هاي اروپا
برگزارى به صورت تمرينات مديتيشن و روشهاى تنفسى
کلاس 12
عدم حساسيت به زنان زيبا تر از خود و عدم زشت خطاب کردن آنها و ايراد بستن به آنها
برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
* پس از پايان دوره، به کسانى که امتحانات را با موفقيت بگذرانند ديپلم افتخار داده خواهد شد. *
(برگرفته از ایمیل)
پنجشنبه ۱۷ دسامبر ۲۰۰۹
اقدام جمهوری اسلامی برای دستگیری فعالان سیاسی در خارج از کشور
حزب کمونیست کارگری ایران - حکمتیست در اعلامیه ای که روز 15 دسامبر منتشر کرده، نوشته که جمهوری اسلامی در یک ماه گذشته برخی فعالین اپوزیسیون را به عنوان تروریست و عضو باندهای سازمان یافته جنایتکار به پلیس بین المللی اینترپل معرفی کرده و خواهان دستگیری آنان شده. اینترپل نیز "کورکورانه" دست به انتشار پوسترهای این افراد به عنوان کسانی که تحت تعقیب هستند، زده.
تاکنون برای افراد زیر پوستر و دستور تعقیب صادر شده: علی عبدالی، رسول بناوند، رحمت فاتحی، عبدالله دارابی، اسد گلچینی، خالد حاج محمدی، رحمان حسین زاده، کورش مدرسی، مظفر محمدی، توفیق پیرخضری، صالح سرداری و سلام زیجی. طبق اعلامیه این حزب، تمام افراد نامبرده از فعالین و رهبران اپوزیسیون و از "اعضا یا دوستان" حزب کمونیست کارگری ایران - حکمتیست هستند.
این حزب با انتقاد از پلیس بین الملل (اینترپل) گفته که در صورتی که با این اقدام اینترپل برخورد نشود، این خطر وجود دارد که اینترپل اطلاعاتی را که از این افراد در اختیار دارد، در اختیار جمهوری اسلامی قرار دهد و در صورت امکان این افراد را دستگیر کرده و به جمهوری اسلامی تحویل دهد.
حزب ک. ک. ا. ح. تاکید کرده که با این اقدام اینترپل شدیدا برخورد خواهد کرد.
(قصد داشتم کل اعلامیه را اینجا بگذارم، ولی به شکل پی دی اف بود، و وقتی میخواستم آن را کپی کنم و بعد اضافه کنم، به جای حروف فارسی یکسری علائم عجیب غریب ظاهر میشد. این کار را هم در بلاگر کردم و هم در وورد، و هر دو جا نمیشد.)
سهشنبه ۱۵ دسامبر ۲۰۰۹
جملات به یاد ماندنی (2)
کسی که برای اولین بار به جای نیزه از فحش استفاده کرد، سنگ بنای تمدن را گذاشت. (زیگموند فروید)
یکشنبه ۱۳ دسامبر ۲۰۰۹
صدا و سیما، متشکریم!
رژیم های دیکتاتوری به خاطر اینکه سیستم فکری شان بسته است، خیلی وقتها کارهایی میکنند که به ضرر خودشان است. نمونه اش پخش تصاویری از پاره کردن عکسهای خمینی و خامنه ای توسط تظاهرکنندگان 16 آذر در صدا و سیما (تلویزیون) جمهوری اسلامی ست.
دست اندرکاران صدا و سیما با این کار مثلا خواسته اند خشم طرفداران خمینی و خامنه ای را برانگیزند، غافل از اینکه اکثریت مردم ایران با دیدن چنین تصاویری خوشحال میشوند، جرات آنها در مقابله با رژیم بیشتر میشود و ایده پاره کردن و آتش زدن تصاویر خمینی و خامنه ای و امثالهم در ذهن آنها هم به عنوان حرکتی اعتراضی جا می افتد.
و اما یکی دیگر از تاثیرات مهم این اقدام صدا و سیما این است که از قداست خمینی کم میکند. حتی طرفداران سرسخت خمینی وقتی صحنه های پاره کردن تصاویر رهبرشان را می بینند، برای آنان آن حالت قدیس بودن او زیر سوال می رود و باعث میشود بفهمند که بخش قابل توجهی از مردم نه تنها پشیزی برای این جنایتکار ارزش قائل نیستند، بلکه از او متنفرند.
پس جا دارد بگوییم: صدا و سیما، متشکریم! بیشتر از این کارها بکنید!
شنبه ۱۲ دسامبر ۲۰۰۹
جمعه ۱۱ دسامبر ۲۰۰۹
ویدئوکلیپی خارجی در تقدیر از جنبش مردمی ایران
(فقط نمی دانم به چه زبانی ست. ولی زیرنویس انگلیسی دارد.)
پنجشنبه ۱۰ دسامبر ۲۰۰۹
چرا مدرنیزه شدن کشورهای اسلامی با دشواری روبروست؟
حامد عبدالصمد، سیاست شناس و تاریخدانی که در سال 1972 در مصر به دنیا آمده و در آلمان زندگی و در دانشگاه مونیخ کار میکند، در تاریخ 3 دسامبر در روزنامه "نویه تسورشر تسایتونگ" مقاله ای با عنوان "از اعتقاد به دانش" نوشته که در آن به مشکلاتی پرداخته که بر سر راه مدرن شدن کشورهای اسلامی قرار دارد. از نظر او مهمترین مانع پیشرفت کشورهای اسلامی، غیرقابل تغییر دانستن آنچه در قرآن آمده، است.
از نظر عبدالصمد دنیای اسلام نسل هاست که نسبت به اروپا احساس ضعف و حقارت میکند. در قرنهای اخیر ارتباط گسترده تر با اروپا باعث شده که دنیای اسلام به ضعفهای خود در مقابل اروپا پی ببرد. تجربه کولونیالیسم و استثمار شدن توسط اروپا نیز باعث شده که مسلمانان بیشتر احساس زخم خوردگی بکنند. این احساس زخم خوردگی که در اصل از عقب ماندگی نسبت به اروپا نشات میگیرد، تا به امروز در کشورهای اسلامی رواج دارد.
با وجود تلاشهای بسیار، دنیای اسلام تا به امروز موفق نشده از نظر سطح پیشرفت به کشورهای اروپایی نزدیک شود، چرا که حاضر نبوده با روح مدرنیسم خود را تطبیق دهد. عبدالصمد گفته ای را از محمد نقل میکند که میگوید نوگرایی باعث پریشانی میشود و عاقبت پریشانی سر در آوردن از جهنم است. البته اعمال سلطه طلبانه غرب در مقابل کشورهای اسلامی نیز از نظر عبدالصمد باعث شده تا دنیای اسلام در مقابل مدرنیسم به عنوان پدیده ای غربی مقاومت کند و روی آوردن به مدرنیسم را نوعی شکست در برابر غرب بداند.
عبدالصمد مینویسد که کشورهای اسلامی هنوز حاضر نشده اند بپذیرند که آن شکوه و قدرتی که قرنها پیش داشته اند، دوره اش به سر آمده و هنوز سعی دارند به خود و دیگران بقبولانند که از دنیای غرب برتر هستند. مسلمانان به دلیل احساس ضعفی که در مقابل غرب میکنند، غالبا انتقاد غربی ها به اسلام را نوعی اعلان جنگ می بینند.
دلیل اصلی خشم مسلمانان ولی از دید عبدالصمد وضعیت دشوار اقتصادی و سیاسی آنان در کشورهایشان، نارضایتی آنان از اوضاع داخلی شان و ناتوانی آنان در حل مشکلاتشان است. هم قدرتمداران و هم مردم عادی سعی میکنند عامل اوضاع نابسامان خود را در خارج از مرزهایشان جستجو کنند و غرب را عامل بدبختی خود می بینند.
عبدالصمد میگوید که "رفرمیست" های اسلامی نیز بعد از یک قرن نتوانسته اند هیچگونه رفرمی در اسلام به وجود آورند. تلاشهای آنان بیشتر به مثابه رنگ زدن دیوارهای خانه ای ست که در حال فروپاشی ست. مشکل اصلی این است که رفرمیستها (اصلاح گرایان) نیز مانند بنیادگرایان پایبند واژه ها و جملات قرآن هستند و هر دو گروه سعی میکنند قرائت خود را از آن ارائه دهند. به این ترتیب اصلاح گرایان نیز در افزایش اقتدار قرآن نقش دارند. آنها جرات ندارند خواهان کنار گذاشتن اسلام از دنیای سیاست شوند.
از نظر عبدالصمد برای اینکه مسلمانان بتوانند پیشرفت کنند باید دست از اعتقاد به قرآن به عنوان مرجعی که همه چیز را به آنان دیکته میکند، بردارند. آنان باید خود را زیر ذره بین بگیرند و نسبت به خود دیدی انتقادی داشته باشند. اروپا هم باید در رابطه خود با کشورهای دیکتاتوری خاورمیانه تجدیدنظر کند و همچنین بدون اینکه مرعوب تهدیدات بنیادگرایان شود، به انتقاد از اسلام ادامه دهد. این انتقاد باید شدید باشد. و اگر مسلمانان از انتقادات اروپاییان ناراضی اند، بهتر است خودشان قلم را به دست گیرند و به انتقاد از خود روی آورند.
مقاله حامد عبدالصمد به زبان آلمانی
مقاله حامد عبدالصمد به زبان آلمانی
دوشنبه ۷ دسامبر ۲۰۰۹
Etela
Ertebat-e internet-i-ye man baraye 3-4 rooz ghat'-e (choon dar pardakht-e soorat-hesab moshkel-i pish amade boode) va nemitoonam dar in chand rooz in weblog ro update konam. Alan dar yek internet-cafe hastam. Agar natoonestam be email-ha-toon dar in chand rooz pasokh bedam, bedoonid ke dalil-esh 'adam-e dastresi be internet ast.
Oghat-e khoobi dashte bashid.
Oghat-e khoobi dashte bashid.
یکشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۹
فیلم "سیب های آدام"
جمعه شب در تلویزیون فیلم "سیب های آدام" را دیدم. این فیلم که عنوانش اشاره ای است به داستان آدم و حوا و سیب، زوایای انسانی نهفته در وجود جنایتکاران را به نمایش میگذارد. سیب های آدام در سال 2005 در دانمارک ساخته شده و مادس میکلسن که در یکی از آخرین فیلمهای جیمز باند (کازینو رویال) بازی کرده بود، در آن نقش یک کشیش را ایفا میکند.
"ایوان" در دهی کوچک کشیش است و همچنین مسئولیت سرپرستی زندانیان سابق را بر عهده دارد تا آنان را برای زندگی جدیدشان در جامعه آماده کند. یک مرد عرب که کارش سرقت پمپ بنزین بوده و یک مرد الکلی که به جرم تجاوز در زندان بوده، تحت حمایت و سرپرستی ایوان هستند. آدام، نئونازی یی که هنوز دست از اعتقاداتش برنداشته، به این جمع اضافه میشود. وظیفه او پرورش یک درخت سیب، برداشت محصول آن و پختن یک کیک سیب بزرگ است.
از نظر ایوان آدم بد و اصولا بدی در دنیا وجود ندارد و همه چیز خوب و زیباست. این نوع نگاه به شدت آدام را عصبی میکند و او بارها ایوان را کتک میزند، ولی ایوان همچنان بر عقیده خود پافشاری میکند. آدام از طریق دکتر دهکده و دو زندانی سابق دیگر مطلع میشود که ایوان بعد از تولد مادرش را از دست داده و در بچگی پدرش به او و خواهرش تجاوز میکرده. بعد از ازدواج نیز ایوان صاحب فرزندی معلول میشود و زنش به همین دلیل خودکشی میکند. در واقع روی آوردن ایوان به مذهب و غرق کردن خود در آن، تلاش برای فرار از خاطرات و واقعیات تلخی ست که در زندگیش با آن روبرو بوده و هست.
آدام تمام سعی اش را میکند تا دنیای خیالی یی را که ایوان برای خود ساخته، خراب کند. ایوان حتی قبول ندارد که فرزندش معلول و فلج است. بعد از مدتی آدام از طریق دکتر دهکده میفهمد که ایوان یک تومور بزرگ مغزی دارد و سالها پیش باید می مرده. از نظر دکتر، ایوان با پس زدن واقعیات که مریضی اش هم جزو آن است، بطور ناخودآگاه بر بیماریش غلبه کرده. هر گاه اتفاقی باعث میشود که دنیای خیالی ایوان به هم بریزد، حالش وخیم میشود و به بیمارستان می افتد.
آدام نئونازی با لذت سعی میکند دنیای خیالی ایوان را از او بگیرد، با اینکه میداند چنین کاری خطر مرگ برای ایوان دارد. ولی وقتی حال ایوان وخیم میشود و به طور جدی در معرض مرگ قرار میگیرد، آدام از کرده اش پشیمان میشود، رفتار و طرز تفکرش تغییر میکند و تمام سعی اش را میکند تا ایوان را به حالت قبلی اش بازگرداند.
در پایان فیلم ایوان دوباره دنیای خیالی اش را به دست می آورد و آدام تبدیل به دستیار او میگردد و با هم زندانیان سابق را سرپرستی میکنند. این فیلم با اینکه به خشونت در جامعه می پردازد، با طنز خاص و قوی خود نمیگذارد که احساس غم و ناراحتی به بیننده دست دهد. "سیب های آدام" در دل هر سیاهی، روزنه نوری می بیند و بیننده را به تغییرات مثبت در انسانها امیدوار میکند.
اسم فیلم به زبان آلمانی: Adams Äpfel
اسم فیلم به زبان انگلیسی: Adam’s Apples
جمعه ۴ دسامبر ۲۰۰۹
فیلم "نخود فرنگی روی پنج و نیم"
چند شب پیش فیلمی به نام "نخود فرنگی روی پنج و نیم" را کرایه کرده بودم که خیلی از دیدنش لذت بردم. برای همین از "آمازون" خریدمش و باید همین روزها به دستم برسد. برای کسانی که در ایران هستند واقعا متاسفم که چنین امکاناتی ندارند. ولی خب به جاش تا دلت بخواد انواع راههای غیرقانونی برای دانلود کردن فیلم می شناسند که خودش نعمتی ست.
این فیلم در سال 2004 در آلمان ساخته شده و داستان مردی به نام یاکوب است که کارگردان تئاتر است و در تصادفی کور میشود. در بیمارستان زنی به نام لی لی که خودش هم کور است و از مسئولین مرکز رسیدگی به نابینایان است به سراغش می آید و با هم آشنا میشوند. یاکوب دوست دختری دارد که او هم در کار تئاتر است و لی لی با مردی "بینا" زندگی میکند و قرار است با هم ازدواج کنند.
یاکوب نمیتواند با نابینایی خود کنار بیاید، نمیخواهد لی لی هیچ کمکی به او بکند و رفتار بدی با او دارد. یاکوب موفق میشود از بیمارستان فرار کند و بعد دست به خودکشی میزند. از پشت بام یک ساختمان بلند به پایین میپرد، ولی روی میز یک رستوران می افتد و نمی میرد. دوباره راهی بیمارستان اش میکنند و این دفعه حاضر میشود با لی لی به مرکز رسیدگی به نابینایان برود. ولی در وسط راه از ماشین پیاده میشود و دوباره فرار میکند و لی لی هم دنبال او راه می افتد.
مادر یاکوب در روسیه زندگی میکند و در حال مرگ است. یاکوب میخواهد هر طور شده خودش را به مادرش برساند و تا مادرش نمرده، او را ببیند. لی لی هم ناخواسته، به قصد اینکه یاکوب را به بیمارستان برگرداند، به این سفر پر هیجان کشیده میشود. مادر لی لی و دوست پسرش هم دنبال آنان هستند، چرا که لی لی با تلفن همراه خود آنان را مرتبا مطلع میکند که کجا هستند و سعی میکند آرامشان کند.
در این سفر لی لی و یاکوب عاشق هم میشوند و بعد از دردسرهای فراوان در پایان فیلم به هم میرسند. فیلم پر است از صحنه های زیبا و شاعرانه و امید به زندگی و شور و شوق. مسلما صحنه های زیبا و پرمفهوم این فیلم را نمیتوان به سادگی بر قلم آورد. حداقل من نمیتوانم. فقط میتوانم دیدن آن را توصیه کنم. در این فیلم صحنه های بامزه ای هم هست که احساس "سبکی" و شادابی به بیننده میدهد، ولی آنها را دیگر توصیف نمیکنم و میگذارم خودتان ببینید.
عنوان فیلم از صحنه ای برگرفته شده که یاکوب و لی لی در رستوران هستند و لی لی از پیشخدمت میپرسد که اگر بشقاب را به عنوان صفحه ساعت در نظر بگیرید، موادی که در بشقاب هستند (گوشت، سیب زمینی و نخودفرنگی) روی کدام ساعت قرار گرفته اند. پیشخدمت سعی میکند این کار را بکند و میگوید نخودفرنگی روی پنج و نیم و ...
اسم فیلم به آلمانی: Erbsen auf halb 6
اسم فیلم به انگلیسی: Peas at 5:30
(اگر خواستید در گوگل یا جستجوگرهای دیگر دنبال این فیلم به زبان انگلیسی بگردید، به عنوان انگلیسی فیلم، کلمه movie را هم اضافه کنید.)
پنجشنبه ۳ دسامبر ۲۰۰۹
کتک زدن زنان در یک بازی اینترنتی
یک سازمان حامی کودکان و نوجوانان در دانمارک به قصد روشنگری در مورد خشونت علیه زنان و مقابله با آن بازی یی اینترنتی ارائه داده که در آن کاربران میتوانند زنی را کتک زده و خونین و مالین اش کنند. این اقدام مورد انتقاد وسیع قرار گرفته است و منتقدین بر این باورند که این بازی نه تنها با خشونت مقابله نمیکند، بلکه حتی میتواند آن را ترویج دهد.
در یک صحنه از این بازی، زنی جوان ظاهر میشود و میگوید: "شب بسیار خوبی داشتم و طبیعتا با یک نفر هم رقصیدم. به تو ربطی نداره که من با کی برقصم و با کی نه". بعد از این حرف، ریتم رپ نواخته میشود، دستی ظاهر میشود و تو صورت زن میکوبد. زن چیزی میگوید، ولی دست همچنان به سر و صورت او ضربه میزند. چشمان زن ورم میکند، گونه هایش کبود میشود و خون از صورتش جاری میشود. آخر سر زن بر زمین می افتد و گریه میکند.
کاربران اینترنت در این بازی با تکان دادن ماوس زن را کتک میزنند و با هر ضربه ای که وارد میکنند، از کاتگوری "لوس و ننر" فاصله گرفته و به کاتگوری "گانگستا" (برگرفته از گانگستر. به نوعی موسیقی رپ گفته میشود.) نزدیک میشوند. در آخر کسی که زن را کتک زده بازی را نمی برد، بلکه این پیام را دریافت میکند: "100 درصد گانگستا، 100 درصد احمق!"
بنا به گزارش سازمانی که این بازی را درست کرده، یک سوم زنان دانشجو در دانمارک در روابط شان تحت اذیت و آزار روحی و خشونت قرار دارند و قصد این سازمان این بوده که آگاهی نسبت به خشونت علیه زنان را بالا ببرد. این سازمان از جواب دادن به انتقادها خودداری کرده و فقط گفته که این بازی را مخصوص دانمارکی ها درست کرده بوده و ممکن است اثر آن در کشورهای دیگر متفاوت باشد. سخنگوی این سازمان همچنین گفته که حاضر به پاسخگویی در مقابل خبرنگاران خارجی نیستند و فقط با منتقدین دانمارکی ها حاضرند وارد بحث بشوند.
این بازی دیگر در خارج از دانمارک قابل دسترس نیست. سخنگوی سازمان مذکور دلیل آن را هجوم گسترده کاربران اینترنتی به سایت شان عنوان کرده.
چهارشنبه ۲ دسامبر ۲۰۰۹
نخستنین جشنواره ی سینمای مقاومت ایران در تبعید (برلین)
نگاهی به آزادی
نخستنین جشنواره ی سینمای مقاومت ایران در تبعید (برلین)
22 تا 24 ژانویه 2010
در
Regenbogen Fabrik/Kreuzberg
فیلمها:
یک لحظه برای آزادی ( آرش ریاحی )، محاکمه،زنان تن فروش، جنگ زدگان، 3 فیلم از کانون حمایت از سینمای زیر زمینی در ایران (مسلم منصوری) ، پوست غریبه( آنجلینا ماکارونه) تولد(نگین کیانفر-Mohr Dasi) ،بازگشت به وطن-(آرمان نجم)-درختی که بیاد می آورد(مسعود رئوف) اسب های دریایی( رامین میلانی )تا زمانی که آزاد شویم( لیلا قرایی ) یاد واره ی سهراب شهید ثالث همراه با نمایش یکی از آثار ش .با یاد رامین مولانی همراه با یک مستند / گزارش ( آرمان نجم )،رقص ممنوع (لیلا قبادی) فحشا زیر حجاب(ناهید پرشون) رقص زیر ملافه سفید(عیسی وندی) ...
مهمانان:
نسرین امیر صدقی، شادی امین ،آرش ریاحی،آرمان نجم، لیلا قرایی، ناهید پرشون، گلرخ جهانگیری، صبا فرزانه، بصیر نصیبی
شرکت کنندگان در میزگرد:
شادی امین،گلرخ جهانگیری،نسرین امیر صدقی،صبا فرزانه.
سخنران برنامه:
بصیر نصیبی
ایمیل اطلاعات برای ایرانیان:
سهشنبه ۱ دسامبر ۲۰۰۹
جمله ای به یاد ماندنی
آدم در زندگی، اول راه رفتن و حرف زدن را یاد میگیرد. بعدا یاد میگیرد آرام بنشیند و دهنش را ببندد. (مارسل پانیول)
اشتراک در:
پیامها (Atom)



