همه ی آدمهایی که بویی از انسانیت برده اند، از این قضیه ناراحت اند که چرا کشورهای غربی که طرفدار دمکراسی و حقوق بشرند، با حکومت های دیکتاتوری روابط اقتصادی و سیاسی دارند. فکر کنم نمونه ای که به آن اشاره خواهم کرد، کمی به روشن شدن این موضوع کمک کند.
در شب 10 ژانویه 2012 از یکی از کانال های تلویزیونی آلمان و فرانسه (آرته) فیلم مستندی پخش شد در رابطه با وابستگی کشورهای دنیا به گاز. فیلم "گاز- مونوپولی" به تازگی ساخته شده و محصول اتریش و فرانسه است. مونوپولی، هم به انگلیسی به معنای "مونوپول" یعنی انحصار است و هم نام یک بازی بسیار معروف در بسیاری کشورهای دنیا که در ایران به اسم ایروپلی نیز شناخته می شود.
مصرف گاز اروپای غربی در حال حاضر عمدتا از روسیه تامین می شود. در سال 2009 در پی نزاع بین روسیه و اوکراین که به دلیل تمایل اوکراین به نزدیکی با غرب در گرفته بود، روسیه برای مدتی شیر گاز خود را به روی اوکراین بست. از آنجا که خط گاز روسیه به اروپا از اوکراین می گذرد، در نتیجه کشورهای اروپای غربی هم از انتقال یافتن گاز به کشورهای شان محروم شدند. این باعث شد که اروپای غربی ها به طور جدی به راههای دیگر برای تامین مصرف گازشان بیاندیشند.
در حال حاضر دو پروژه ی بزرگ در پیش روی اروپایی هاست. یکی پروژه "جریان جنوبی" که کنسرن گاز روسی "گاز پروم" و کنسرن ایتالیایی " اِنی" پشت آن قرار دارند و دیگری پروژه "نابوکو" که طبق آن قرار است از کشورهای دریای خزر (مثل ترکمنستان و جمهوری آذربایجان) و ترکیه (و شاید ایران، عراق و مصر) خط گاز به اروپا کشیده شود. اتحادیه اروپا رسما از پروژه نابوکو حمایت می کند. بنا به گفته کارشناسان، پروژه "جریان جنوبی" باعث تشدید وابستگی اروپا به روسیه، و پروژه "نابوکو" باعث تضعیف این وابستگی می شود.
در فیلم "گاز- مونوپولی" با یوشکا فیشر که عضو حزب سبزهاست و بین سال های 1998 تا 2005 وزیر خارجه آلمان بود و در حال حاضر به عنوان مشاور نابوکو کار می کند، نیز مصاحبه شده است. جواب های فیشر به خوبی نشان می دهد که او هم از اینکه غرب باید با کشورهای دیکتاتورزده ای چون ترکمنستان همکاری کند، به هیچوجه راضی نیست و سعی هم نمیکند آن را توجیه کند، ولی او به این واقعیت تلخ اشاره میکند که همه کشورها به گاز محتاج هستند و از بخت بد، منابع گاز طبیعی در کشورهایی قرار دارند که در حال حاضر از دمکراسی دورند! روسیه، همانطور که اتفاقات سال 2009 نشان داد، برای اروپایی ها شریکی قابل اعتماد نیست. برای همین راهی نمی ماند جز متوسل شدن به کشورهایی که شاید از روسیه هم دیکتاتورزده تر باشند.
این واقعیتِ تلخِ دنیای کنونی بشر است. بشر برای بقا گاه مجبور است با شیطان هم وارد مذاکره و معامله شود. این واقعیات را باید دید. نق زدن بی پایه راه به جایی نمی برد و فقط نیروی ما را به هدر می دهد. از طرف دیگر ولی مهم است که این واقعیت های سیاه باعث نشود ایده آل های مان را از دست دهیم و تلاش مان برای یک دنیای بهتر را کنار بگذاریم.
.
فیلم را ندیدهام و آنطور که تعریف کردهای، گمان نمیکنم چنگی بهدل بزند. به هر حال، موضوع را میشود از جوانب دیگری هم دید که به نتیجهای که در انتهای یادداشتات گرفتهای نرسید. مثلاً یکی از این راهها این است:
پاسخحذفنکتهی ظریف در تمام این ماجرای "عرضه و تقاضا" این است که استخراجکنندهی نفت، مُبلغ اصلی مصرف نفت، تشکیلاتی که نفت را پالایش میکند و تولیدات نفتی را میسازد (خود نفت را که نمیشود مصرف کرد)، تشکیلاتی که نفت ترنسپورت میکند، در دست دارندهی اصلی بازار نفت، لابی دولتها برای خریدوفروش نفت و جوشدهندهی معاملهها و فشارآورنده یا گاهی یاریدهندهی کشورهای صاحب ذخایر و در کل نرخگذار و سودبر اصلی نفت در این جور داکومنتریها نادیده گرفته میشود. جالب اینجاست که تمام آنهایی که توصیف کردم یک نفر هستند: جناب شرکت نفتی!
در واقع هیچ دولتی از هیچ دولتی نفت نمیخرد، بلکه توسط واسطهی "شرکت نفتی" خریداری میکند. در بازار بورس هم نرخ عرض و تقاضای بورس چیزی حدود دو تا سه ماه بعد از معاملات نفتی شرکت مزبور نفتی در اختیار مشتری قرار میگیرد (به انحصار کامل شرکتهای نفتی دقت شود). این دقیقاً نکتهی کلیدی ماجراست که ما را به فهم آن نزدیک میکند.
قضیه این نیست که "نفت در دست دیکتاتورهاست و ما هم محتاجیم و بر اساس یک اجبار بهتر است نق نزنیم و خریدمان را بکنیم و البته آرمانهایمان را به شکل خواب و خیال در ذهن زنده نگه داریم"! قضیه این است که چرا تا به حال جلوی ایجاد یک جایگزین جدی برای نفت و گاز گرفته شده است؟ حتا این اواخر دارند پنبهی نیروگاههای اتمی را هم میزنند که نفت و گاز بشود تماماً بیبدیل. اینها همه اتفاقی است؟
در این باره نیاز است به مطالعهی جدی و با چهار تا کامنت نمیشود بحث را بسط داد.
ممنون از یادداشت.
مجید عزیز، مسلم است که هر کسی می تواند برداشت خود را از یک موضوع داشته باشد. این هم برای من کاملا روشن است که نظرات من و تو کاملا با هم فرق دارد.
پاسخحذفدر مورد جایگزین های مصرف نفت، در حال حاضر نفت و گاز بخش قابل توجهی از سوخت جهان را تشکیل می دهد و علیرغم تلاش های بسیار هنوز هیچ آلترناتیو مناسب تری پیدا نشده.
در رابطه با انرژی هسته ای نظرات متفاوت است و من خودم به شخصه مخالف نیروگاه های هسته ای هستم و خطرات آن را بسیار جدی می گیرم. هیچ توطئه ای هم پشت این جریان نمی بینم که یکسری کشورها دیگر نمی خواهند از انرژی هسته ای استفاده کنند. در خود آلمان قضیه سونامی ژاپن و فاجعه نیروگاه فوکوشیما تاثیر زیادی بر مردم داشت و خیلی ها تازه به خطرات نیروگاه های هسته ای پی بردند.
اگر دولت محافظه کار آلمان مجبور شد به خواست مردم مبنی بر تعطیل کردن نیروگاه ها گردن نهد، فقط بخاطر این بود که نفوذ حزب سبزها که نسبتا چپ و طرفدار محیط زیست هستند، در سراسر آلمان به شدت رو به فزونی بود و حتی در یکی از ایالاتی که از زمان جنگ جهانی دوم به بعد همیشه در دست محافظه کاران بود، در انتخابات برنده شدند و دولت ایالتی را در دست گرفتند.
در مورد آرمان ها هم من نگفتم که باید آن را "به شکل خواب و خیال در ذهن زنده نگه داریم"، بلکه تاکید کرده ام که نباید تلاش های خود را برای رسیدن به یک دنیای بهتر کنار نهیم! متاسفم که پیام این مطلب را اینقدر بد و کاریکاتور-وار دریافته ای.