سهشنبه ۹ فوریهٔ ۲۰۱۰
چند موزیک کلیپ برای جنبش مردمی ایران
سرود انسانها - فارسی
نمی توانم نفس بکشم - به زبان آلمانی
هی آیت الله، دست از سر بچه ها بردار! ترانه ای به اقتباس از "دیوار" پینک فلوید - انگلیسی
.
یکشنبه ۷ فوریهٔ ۲۰۱۰
دو ترانه ی یونانی
ترانه ای عاشقانه با صدای ملینا مرکوری
ترانه ای انقلابی با صدای آنتونیس کالوگیانیس (یا کالوغیانیس؟).
آهنگ هر دو ترانه را میکیس تئودوراکیس ساخته.
.
جمعه ۵ فوریهٔ ۲۰۱۰
اپوزیسیون ایرانی میتواند اسلام را تغییر دهد
"اپوزیسیون ایرانی میتواند اسلام را تغییر دهد"! این تیتر مقاله ای ست از ژورنالیستی آمریکایی به نام رابرت د. کاپلان که ترجمه آن در سایت آلمانی زبان ولت آنلاین منتشر شده است.
در سالهای اخیر بسیاری از ایرانیان نیز بر این باور بوده اند که تحولات در ایران و به ویژه سرنگونی نظام جمهوری اسلامی منجر به تغییر اوضاع در "جهان اسلام" خواهد شد. ولی متاسفانه تاکنون کمتر کسی در این مورد نظرات خود را ارائه داده است.
کاپلان می نویسد که اپوزیسیون ایرانی نه تنها قدرت تغییر رژیم را دارد، بلکه میتواند باعث اصلاحات در اسلام شود. او اپوزیسیون ایرانی را با اپوزیسیون لهستان در دهه 80 مقایسه میکند. البته باید گفت که در میان نیروهای اپوزیسیون لهستان مذهبی ها جایگاه ویژه ای داشتند، ولی مشخصه ی اپوزیسیون ایرانی سکولاریسم است.
کاپلان از اپوزیسیون ایرانی به عنوان نیروهایی آگاه و طرفدار دمکراسی و حقوق بشر اسم می برد. او میگوید تغییر رژیم در ایران و استقرار دمکراسی در آن باعث تغییر اوضاع منطقه و آفریقا خواهد شد. از اسراییل و فلسطین گرفته تا سوریه و عربستان سعودی، همه از سرنگونی جمهوری اسلامی نفع خواهند برد. از نظر کاپلان کشورهای دیکتاتوری چون چین و ونزوئلا نیز با تغییر رژیم در ایران تحت فشار بیشتری قرار خواهند گرفت.
کاپلان حمله نظامی به ایران را خطرناک میداند. او میگوید یک حمله موفق به نیروگاههای اتمی ایران که در آن فقط تعداد کمی غیرنظامی کشته شوند، میتواند موفق باشد و رژیم را تضعیف کند، ولی یک حمله نظامی ناموفق میتواند باعث دامن زدن به احساسات ناسیونالیستی ایرانی ها شود و جنبش مردمی را تضعیف کند.
او در پایان پیشنهاداتی در رابطه با سیاست آمریکا درقبال ایران دارد و میگوید دولت آمریکا باید فقط به طور غیر مستقیم بدون اینکه اسمی از ایران بیاورد، ولی مداوما، از جنبش مردم ایران حمایت کند و در عین حال راه مذاکره با رژیم ج. ا. را باز بگذارد و از آن استقبال کند.
.
چهارشنبه ۳ فوریهٔ ۲۰۱۰
خارجی ستیزی پنهان بهتر از نوع آشکار آن است
اکثر خارجی هایی که از "جهان سوم" به کشورهای غربی می آیند، از رواج خارجی ستیزی در کشور میزبان خود شکوه میکنند. در برخی موارد حق دارند و در بسیاری موارد هم اشتباه یا اغراق میکنند. جالب اینجاست که میزان نارضایتی در بین آنان زیاد ارتباطی به کشوری که در آن زندگی میکنند، ندارد و همه به یک اندازه ناراضی هستند. در صورتی که خارجی ستیزی ای که مثلا در آلمان وجود داشته و دارد، قابل مقایسه با مثلا انگلیس، هلند، سوئد یا آمریکا نیست.
آنها همچنین تغییرات مثبتی را که در رابطه با خارجی تباران انجام گرفته است، نمی بینند. حتی در آلمان که یکی از خارجی ستیزترین جوامع غربی بود، خیلی چیزها تغییر کرده است. برای نمونه تا همین هفت -هشت سال پیش شما یک خارجی در ادارات دولتی آلمان نمی دیدید، در صورتی که الان این پدیده ای عادی شده است. رفتار آلمانی ها هم با خارجیان بسیار تغییر کرده است. پانزده- بیست سال پیش غیرممکن بود شما جایی بروید و متوجه نگاه های خصمانه آلمانی ها نشوید.
خارجی ستیزی ای را که ما اینجا در آلمان تجربه کرده ایم، نمیتوان با خارجی ستیزی بسیاری از کشورهای دیگر مقایسه کرد. با این وجود در آن کشورها نیز خارجیان به اندازه خارجی تباران در آلمان ناراضی هستند. من خودم حدود 4 سال در انگلیس زندگی میکردم و با یک مورد خارجی ستیزی برخورد نکردم. در صورتی که آنجا هم همه خارجیان از خارجی ستیزی انگلیسی ها شکایت داشتند.
در صحبت هایی که در این مورد با چند نفر داشتم، میگفتم شما نمیدانید خارجی ستیزی یعنی چه. باید به آلمان بروید تا متوجه شوید. میگفتند نه، انگلیسی ها پدرسوخته هستند و با پنبه سر میبرند. افکار خود را بروز نمیدهند. به شما میخندند و رفتارشان مودب است، ولی از پشت به شما خنجر میزنند. آلمانی ها رک و راست اند و برای همین آدم سریعتر متوجه افکارشان میشود.
اگر فرض بگیریم که این ادعاها درست است، باز هم این سوال پیش می آید که آیا خارجی ستیزی پنهان زندگی خارجیان را قابل تحمل تر نمیکند؟ آیا وقتی شما به خیابان، مدرسه، دانشگاه، سر کار، دکتر و فروشگاه میروید و همه با شما مودب و خوش برخوردند، زندگی راحت تری ندارید تا اینکه همه جا با شما بدرفتاری شود و بخواهند به شما بفهمانند که مهمان ناخوانده، بوگندو، کثافت و زالو هستید؟
تصور کنید دو همسایه یا دو همکار دارید که هر دو از شما بدشان می آید، ولی یکی در برخورد با شما مودب و خوش رفتار است و دیگری بدرفتار و بی ادب. انصافا کدام یک بهتر است؟ مسلما اگر بخواهید با کسی وارد رابطه نزدیک بشوید، مهم است بدانید او چگونه درباره شما فکر میکند و چه احساسی نسبت به شما دارد. ولی وقتی قرار نیست به کسی نزدیک بشوید، چندان لزومی هم ندارد که بفهمید او چه فکری درباره شما میکند یا چه احساسی نسبت به شما دارد.
البته در اینجا نباید دورویی را که اتفاقا در بین ایرانیان خیلی رواج دارد با خوش رفتاری یکی گرفت. دورویی این است که طرف از شما متنفر باشد، ولی اینگونه به شما القا کند که عاشق شماست. ولی فردی که خوش رفتار است و دورو نیست، اگر از شما خوشش نیاید، فاصله اش را با شما حفظ میکند و سعی نمیکند در مورد احساسش نسبت به شما تصویری کاملا برعکس ارائه دهد.
من که شخصا خارجی ستیزی پنهان را به خارجی ستیزی آشکار ترجیح میدهم. همچنین آرزو میکنم که حداقل از این به بعد هیچگاه در برخورد با افراد بی ادب، خشن و دورو قرار نگیرم. البته این فقط یک آرزوست!
سهشنبه ۲ فوریهٔ ۲۰۱۰
دوشنبه ۱ فوریهٔ ۲۰۱۰
خودخواهی میتواند به نفع دیگران باشد
میگویند همه انسان ها، حتی فداکارترین شان، خودخواه هستند. اگر کاری برای کسی میکنند، اگر به دیگران فکر میکنند، اگر به خاطر دیگران از خود میگذرند، همه این کارها را به خاطر خودشان میکنند. ازخودگذشتگی و فداکاری و ... به آنان احساس رضایت از خود میدهد. اگر کسی را دوست دارند، به خاطر خودشان است، چرا که وابستگی عاطفی، حتی اگر یک جانبه باشد، خلا روحی آدم را پر میکند.
به نظر حرف درستی میرسد، با اینکه این استدلال بیشتر از طرف کسانی بیان میشود که به دنبال توجیهی برای "خودخواهی" شان میگردند - خودخواهی به معنای رایج آن، یعنی به دیگران فکر نکردن و رعایت حال کسی را نکردن.
حتی اگر قبول کنیم که همه خودخواه هستند، باز هم بین کسانی که به دیگران فکر میکنند و کسانی که نمیکنند، فرق هست. ارزش کار کسی که به خاطر خودش هم که شده، حاضر به فداکاری و از خودگذشتگی ست، با کار کسی که فقط به خودش فکر میکند و دیگران برایش پشیزی ارزش ندارند، مسلما فرق میکند. دسته اول کسانی بوده اند که در طول تاریخ بشر، فرهنگ انسان دوستانه را به وجود آورده اند، در صورتی که دسته دوم آنهایی هستند که در بهترین حالت مروج فرهنگ بی تفاوتی و انفعال اند. اگر همه انسان ها مبلغ "خودخواهی" می بودند، مسلما دنیای امروز بسیار زشت تر و غیر قابل تحمل تر بود.
با فلسفه بافی در مورد خودخواهی انسان نمیتوان بار و تاثیرِ منفیِ فقط به خود فکر کردن، و بار و تاثیرِ مثبتِ رعایتِ حالِ دیگران کردن را انکار کرد. خودخواهی ای که برای دیگران هم نفعی داشته باشد، مسلما ارزش بیشتری دارد تا خودخواهی ای که نفعش فقط برای خود شخص است و در بسیاری موارد به معنای بی مسئولیتی در قبال دیگران و یا پایمال کردن حقوق آنان است.
یکشنبه ۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۰
جمعه ۲۹ ژانویهٔ ۲۰۱۰
سه تظاهرات در آلمان در اعتراض به اعدامها در ایران
دیروز دو نفر از مخالفین رژیم به اتهام سازماندهی اعتراضات مردمی اعدام شدند. خیلی ها حدس میزنند که این اعدامها موج جدیدی از سرکوب و خشونت را به دنبال داشته باشد.
امروز در آلمان دو تظاهرات در شهر برلین و یک تظاهرات در شهر فرانکفورت در اعتراض به این اعدامها برگزار شد.
در شهر برلین کانون پناهندگان سیاسی ایران (برلن) و کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران (برلن) مشترکا به تظاهراتی در مقابل سفارت جمهری اسلامی فراخوان داده بودند.
همزمان با این تظاهرات، قرار بود در همان محل آکسیونی اعتراضی به دعوت شبکه جوانان ایرانی در برلین و جمعیت پشتیبانی از جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران برگذار شود.
جمعیت دفاع از زندانیان سیاسی ایران- کلن نیز تظاهراتی را در مقابل کنسولگری جمهوری اسلامی در فرانکفورت سازماندهی کرده بود.
گزارش این تظاهرات ها هنوز منتشر نشده است.
سهشنبه ۲۶ ژانویهٔ ۲۰۱۰
"حاضرم جانم را برای روسری شما بدهم!"
حامد عبدالصمد در نوشته ای در ولت آنلاین به استدلال های طرفداران اسلام در مقابله با مخالفین پرداخته است. او می نویسد یکی از رایج ترین برخوردهای طرفداران اسلام با مخالفین این است که آنها را به عدم داشتن اطلاعات کافی در رابطه با اسلام متهم میکنند. این چیزی ست که همه کسانی که در برخورد با مسلمانان یا طرفداران اسلام قرار گرفته اند، تجربه کرده اند.
او در مقاله اش به نکته بسیار جالبی اشاره کرده، که زوایای پنهان افکار مدافعین اسلام را بر ملا میکند. کلاودیوس زایدل، نویسنده ای آلمانی که با انتقاد به اسلام مخالف است، در مطلبی با اشاره به حرف ولتر نوشته "من از روسری شما خوشم نمی آید، ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما بتوانید هر طور که می خواهید لباس بپوشید"! حامد عبدالصمد می گوید آقای زایدل به طور حتم حاضر نبود جانش را بدهد تا زنی مسلمان بتواند آزادانه زندگی کند. او هرگز حاضر نبود مطلبی راجع به زنی مسلمان که توسط برادرش کشته شده، بنویسد، ولی در دفاع از قوانین ارتجاعی اسلامی از هیچ کوششی دریغ نمیکند و حاضر است در راه حفظ حجاب شهید هم بشود!
او همچنین به رسانه های غربی انتقاد کرده که چرا نظرات آن دسته از مخالفین اسلام را که خود قبلا مسلمان بوده اند و یا از کشورهای اسلامی می آیند، بازتاب نمیدهند.
حامد عبدالصمد، سیاست شناس و تاریخدان، در سال 1972 در مصر به دنیا آمده و در حال حاضر در آلمان زندگی و در دانشگاه مونیخ کار میکند.
در همین رابطه:
چرا مدرنیزه شدن کشورهای اسلامی با دشواری روبروست؟ (نگاهی به مطلبی دیگر از حامد عبدالصمد)
دوشنبه ۲۵ ژانویهٔ ۲۰۱۰
یکشنبه ۲۴ ژانویهٔ ۲۰۱۰
رابطه فحشا با زندگی زناشویی
چند روزی ست در حال خواندن رمانی از نویسنده ای یونانی به نام پتروس مارکاریس هستم. اسم رمان به زبان آلمانی "کانال هلا" ست. رمانی جنایی ست که در آن شخصیت اصلی داستان، مردی پلیس به نام کوستاس، مشغول بررسی یک پرونده قتل است. نویسنده طنز فوق العاده ای دارد و در پروراندن شخصیت اصلی داستان و به تصویر کشیدن جامعه یونان بسیار موفق است.
فعلا حدود 80 صفحه آن را خوانده ام. نکته ای که آخرین بار توجهم را جلب کرد، تاثیرات طرز تفکری که وجود فحشا را ممکن میکند بر روابط زناشویی بود. شخصیت اصلی داستان، کوستاس، با اکراه به زنش پول میدهد و تا بالاخره در کیسه را شل کند، او را زجر میدهد. کوستاس و زنش هر دو میانسال هستند. زن به کوستاس محل نمیگذارد و اکثر اوقات خود را پای تلویزیون میگذارند. ولی وقتی کوستاس به او پول میدهد، رفتارش به یکباره عوض شده و حسابی با همسرش مهربان میشود.
شبی که کوستاس بالاخره به زنش پول میدهد، بدون اینکه میل جنسی داشته باشد، به زن "حمله ور" میشود و با او سکس میکند. زن نیز بدون هیچ علاقه ای خود را در اختیار او میگذارد. کوستاس با خود فکر میکند که چون زن از او پول گرفته، باید چیزی هم در ازای آن به او بدهد. و سکس در ازای پول میتواند بیشتر از هر چیز دیگر به مرد احساس برتری دهد و وابستگی و حقارت زن را به نمایش بگذارد.
کوستاس مسلما تنها نیست و خیلی مردان دیگر هستند که فکر میکنند چون با خود پول به خانه می آورند، زن باید همه جوره خود را در اختیار آنان قرار دهد. خیلی از زنان نیز چنین روابطی را می پذیرند و خود را تسلیم مردان میکنند.
این طرز تفکر که پایه فحشا را تشکیل میدهد، در بسیاری موارد در روابط زناشویی حاکم است و به ویژه خود را در روند همسریابی نشان میدهد. برای بسیاری از زنان مهم است که همسرشان مرفه باشد و حاضرند به خاطر پول و ثروت مرد، خود را در اختیار او گذاشته و همه گونه خدمات جنسی و غیرجنسی به او ارائه دهند. مردان نیز از موقعیت خود نهایت سواستفاده را کرده و با زن به عنوان کالا برخورد میکنند. پول در مقابل زیبایی و جوانی و خدمات جنسی و خانگی در بسیاری موارد روابط زن و مرد را شکل میدهد.
و این مختص کشورهای عقب مانده نیست، هر چند که در آنجا با شدت بسیار بیشتری حاکم است.
پنجشنبه ۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۰
چهارشنبه ۲۰ ژانویهٔ ۲۰۱۰
همه گاوند به غیر از من
هیچ دقت کرده اید که چقدر در بین ایرانیها تعداد افرادی زیاد است که فکر میکنند همه گاو و گوساله هستند به غیر از خودشان. این نوع طرز تفکر در بین روشنفکران و شبه روشنفکران ایرانی با شدت بیشتری رواج دارد، ولی مختص آنان نیست و بسیار عمومی تر است.
قبلا به وبلاگ یکی از این شبه روشنفکران سر میزدم. تقریبا در تمام نوشته هایش چنین طرز تفکری به چشم میخورد. جالب اینجاست که کسانی هم که در آنجا نظر خود را بیان میکردند و آنجا کامنت میگذاشتند، او را تایید میکردند و از گاو بودن انسانها ناله میکردند، غافل از اینکه حتما آنها هم از نظر نویسنده جزو دسته گاوها بودند.
اتفاقا من یکبار آنجا کامنت گذاشتم، ولی صاحب وبلاگ سریعا حذفش کرد. نوشته بودم آیا شماها فکر نمیکنید که وقتی این همه آدم از گاو بودن آدمهای دیگر مینالند، اشتباهی در کار باشد. یا باید به گاو بودن همه آدمها شک کرد و یا باید به گاو نبودن خودمان شک کنیم.
منظورم از این حرف این نیست که ناآگاهی بخش وسیعی از مردم را انکار کنیم. ولی این فرق دارد با اینکه فکر کنیم همه گاو هستند و ما تافته جدابافته هستیم. متاسفانه عقده هایی که باعث خودبزرگ بینی میشود، مانع رسیدن به دیدی واقع بینانه نسبت به خود و محیط پیرامون است.
این نوع نگرش که آدم خود را تافته جدابافته بداند، اثرات بسیار منفی بر خود شخص هم دارد. معمولا چنین افرادی از تنهایی و افسردگی رنج می برند و خیلی از آنها معتاد به الکل یا مواد مخدر دیگر هستند. نقد و برخورد با این نوع تفکر هم جلوی رواج آن را میگیرد و هم میتواند برای بهبود وضعیت روحی و جسمی آدمهایی که فکر میکنند "بی تا" و تک هستند، مفید باشد.
دوشنبه ۱۸ ژانویهٔ ۲۰۱۰
یکشنبه ۱۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰
جملات به یاد ماندنی (3)
روبرت موزیل: "سعی نکنید نگرانی هایتان را در مشروب غرق کنید، چرا که نگرانی شناگر ماهری ست".
شنبه ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۱۰
پنجشنبه ۱۴ ژانویهٔ ۲۰۱۰
تشدید اعتراضات در غرب علیه سرمایه داران
بحران اقتصادی ای که جهان را فرا گرفته باعث افزایش شدید بیکاری و پایین آمدن سطح زندگی مردم شده است. این مسئله موج جدیدی از اعتراضات علیه رفتارها و عملکرد سرمایه داران را به وجود آورده است. در یک حرکت اعتراضی که توسط ژورنالیستهای معروف در آمریکا شروع شده، از مردم خواسته شده که پولهای خود را از بانکهای بزرگ خارج کنند و به بانکهای کوچکتر بسپرند، چرا که پس از شروع بحران معلوم شد که بانکهای بزرگ نقش اصلی را در به وجود آوردن آن داشته اند. ویدئوکلیپ این کمپین اعتراضی در یوتیوب مورد استقبال گسترده مخاطبین قرار گرفته است.
نقش سرمایه داران در ایجاد یا در پایداری فقر در جوامع مختلف هر روز بیشتر و بیشتر بر ملا میشود. نمونه دیگری که اخیرا اعتراض گسترده مردم را به دنبال داشت، مربوط به فروشگاه زنجیره ای سوئدی اچ اند ام (به آلمانی ها اوند ام)، است که در کشورهای مختلف شعبه دارد و لباس می فروشد. چند روز پیش در نیویورک مردم در نزدیکی یکی از شعبه های این فروشگاه لباس های نویی را که مخصوصا با تیغ یا چاقو پاره پاره شده بودند، پیدا کردند. در خیلی از کشورهای غربی رسم است که اجناس یا موادی را که به فروش نمی رسد، دور می ریزند، به جای اینکه آن را به بینواها یا به کشورهای جهان سوم ببخشند. این واقعه نیز اعتراضات وسیعی را دامن زد و خیلی ها در فیس بوک و سایتهای اینترنتی دیگر خواهان تحریم این فروشگاه شده اند.
مسلما اگر در بر همین پاشنه بچرخد و شاهد تغییرات اساسی در نظامهای سرمایه داری نباشیم، این اعتراضات اشکال خشونت آمیز به خود خواهند گرفت. چند ماه پیش در اعتصابات کارگران و کارمندان در فرانسه، در خیلی شرکتها کارکنان روسای خود را به عنوان "گروگان" ساعتها در محل کارشان زندانی کرده بودند و در مواردی به اذیت و آزار و تحقیر آنان پرداخته بودند. این جریان باعث نگرانی سیاستمداران و سرمایه داران در کشورهای غربی شد، ولی اینکه آیا آنها حاضر به تغییر سیاستهای تاکنونی خود هستند یا نه، این چیزی ست که در آینده معلوم خواهد شد.
مسئله ای که بسیار مهم است و خیلی وقتها نادیده گرفته میشود، نقش مردم در تحکیم نظام سرمایه داری است. برای نمونه فرهنگ مصرفی که دراکثر کشورها رواج دارد، یکی از بنیان های اصلی نظامهای سرمایه داری را تشکیل میدهد. فرهنگ مصرفی علاوه بر این بشر را با خطرات دیگری نیز مواجه کرده است. سازمان "وورلد واچ" میگوید که بزرگترین خطر برای محیط زیست و هوا، رفتار مصرفی انسانهاست. 500 میلیون انسان مرفه در دنیا، که فقط 7 درصد جمعیت جهان را تشکیل میدهند، مسبب به وجود آمدن نیمی از کل مقدار گازهای گلخانه ای هستند.
مردم در سال 2006 حدود 30 بیلیون دلار برای کالا و خدمات خرج کرده اند. این رقم 28 درصد بیش از سال 1996 و شش برابر سال 1960 است. در سال 2005 هشت برابر سال 1950 نفت مصرف شده است. سازمان نامبرده تغییر فرهنگ مصرفی را برای حفظ محیط زیست ضروری میداند.
با وجود این فاکتها می بینیم که برای نمونه معترضین به کنفرانس کپنهاگ فقط به نقش سرمایه داران و دولتها توجه داشتند و نقش مردم را کاملا نادیده گرفته بودند. ولی نباید فراموش کرد که برای انسانی تر شدن جوامع بشری هم تغییر از بالا و هم تغییر از پایین لازم است.
با وجود این فاکتها می بینیم که برای نمونه معترضین به کنفرانس کپنهاگ فقط به نقش سرمایه داران و دولتها توجه داشتند و نقش مردم را کاملا نادیده گرفته بودند. ولی نباید فراموش کرد که برای انسانی تر شدن جوامع بشری هم تغییر از بالا و هم تغییر از پایین لازم است.
سهشنبه ۱۲ ژانویهٔ ۲۰۱۰
جفنگیاتی به نقل از کتابهای اسلامی
مسواک زدن در حمام باعث درد دندان ميشود! ـ (منبع: من لا يحضره الفقيه - جلد يک، ص ۵۳)
در ادرار ائمه آلودگی نيست! 'ليس فی بول الائمه استخباث' ( منبع: انوار ولايه، ص. ۴۴۰)
خوردن آب در حالت ايستاده در شب باعث زردی ميشود! 'شرب الماء من قيام بالليل يورث ماء الاصفر' ـ ( منبع: اصول کافی جلد ۶-ص۴۹۸)
نگاه کردن به آلت تناسلی زن باعث کوری ميشود! 'النظر الی فروج النساء يورث العمی'- (منبع : من لا يحضره الفقيه -جلد ۳ ص۵۵۶)
ملکی بنام خرقائيل هست که ۱۸ هزار بال دارد و بين هر بالش پنجاه سال زمان برای ديدن لازم است! ـ 'ان لله ملکا يقال خرقائيل له ثمانيه عشر الف جناح مابين جناح الی جناح خمس مائه عام' ( منبع : کتاب البرهان جلد، ۲ ص. ۳۲۷)
ملکی هست که اسمش منت و هميشه بالای قبر امام حسين است ! ـ (الکافی جلد ۴ ص ۵۸۳)
امام ده علامت دارد از جمله آنها ختنه شده بدنيا می آيد!، با پا وبراحتی متولد ميشود!، جنب نميشود!، اگر بخوابد قلبش بيدار است، چشمش ميخوابد ولی قلبش بيدار است!، همانطور که از جلو ميبيند از عقب هم ميبيند! ـ 'يولد مطهرا مختونا و لا يجنب و تنام عينه و لا ينام قلبه و يری من خلفه کما يری من امامه' ـ ( منبع : اصول کافی جلد يک ص ۳۱۹ کتاب حجه باب مواليد الائمه)
امام زمان لخت و عريان ظاهر ميشود! ـ 'انه سيظهر عاريا امام قرص الشمس' ـ (منبع: حق اليقين، ص ۳۴۷)
ابن بابويه روايت ميکند که ابی عبد الله مردی را ديد که کفش سياه پوشيده فرمود چرا کفش سياه پوشيدی، مگر نمی دانی کفش سياه نور چشم را کم ميکند و مردانگی را ضعيف ميکند؟ . بر تو باد پوشيدن کفش زرد که نور چشم را زياد ميکند و باعث قوت مردانگی ميشود!. ـ 'عن ابی عبد الله انه رای رجل و عليه نعل سوداء فقال مالک و لبس السوداء؟ هی تضعف البصر و ترخی الذکر و ...' ـ ( منبع : کتاب خصال شيخ صدوق ابن بابويه باب سوم جلد یک، ص ۹۹)
روايت از علی (ع): اولين حيوانی که پس از رسول خدا(ص) از دنيا رفت عفير خر رسول خدا بود! اين خر با رسول خدا صحبت کرده بود ! و گفته بود : پدر و مادرم فدای تو، پدرم از قول پدرش و از قول جدش و جد جدش و ..نقل کرده که نوح (ع) جد من را در کشتی گذاشت و به مردم گفت ای مردم از نسل اين خر، خری متولد ميشود که رسول خدا بر او سوار ميشود، و من خوشحالم که آن خر هستم ! ـ 'عن امير المومنين علی قال ان اول شيی من ادواب توفی هو عفير حمار رسول الله ذالک الحمار کلم رسول الله فقال بابی انت و امی ...' ـ ( منبع: اصول کافی جلد ۱ ص ۱۸۴- کتاب الحجه باب ما عند الائمه من سلاح رسول الله )
از امام حسن (ع) روايت شده است که ايشان فرمود برای خداوند دو شهر است ( خدا دو شهر دارد) يکی از انها در مشرق است و يکی در مغرب، و در آنها ۷۰ ميليون زبان و جود دارد! و من همه آن زبانها را ميدانم! ـ 'عن ابی عبد الله الحسن قال ان لله مدينتين احداهما بالمشرق و اخری بالمغرب و فيها سبعون الف الف لغه و انا اعرف جميع تلک اللغات' ـ ( منبع: اصول کافی - جلد يک - ص ۳۸۴ و ۳۸۵ باب مولد حسن ابن علی)
خوردن خاک نفاق می آورد! 'اکل الطين يورث النفاق' ـ ( منبع: الکافی جلد۲- ص۲۶۵ ). خوردن خاک حرام است مثل خون و مردار و گوشت خوک اما خوردن خاک قبر امام حسين باعث شفاء از بيماريها ميشود! . ـ 'اکل الطين حرام مثل الميته و الدم و لحم اخنزير الا طين قبر الحسين فيه شفاء من کل داء'- ( منبع: اصول کافی جلد ۳ - ص ۳۸۷)
توسل به امام موسی کاظم باعث جلای چشم ميشود!.ـ ' التوسل بالامام موسی الکاظم ينفع لوجع العين' ـ ( منبع : باقيات الصالحات ضميمه مفاتيح الجنان -شيخ عباس قمی ص ۷۴۵)
امام حسين(ع) از سينه حضرت زهرا شير نخورد بلکه پيامبر انگشتش را در دهان او ميگذاشت و او می مکيد و برای سه روزش کافی بود!. ـ ' لم يرضع الحسين من فاطمه (س) و لا من انثی کان يوتی به النبی (ص) فيضع ابهامه فی فمه فيمص منها ما يکفيه اليو مين و الثلاث 'ـ ( منبع: اصول کافی کتاب الحجه - باب مولد حسين ابن علی )
پيامبر از ابوطالب شير ميخورد! ـ ' لما ولد النبی (ص) مکث اياما ليس له لبن فالقاه ابو طالب علی ثدی نفسه فانزل الله فيه لبنا فرضع منه اياما' ـ ( منبع: اصول کافی - کتاب الحجه - باب مولد النبی(ص) - جلد يک ص ۳۷۳ )
فاطمه زهرا (س) حيض نميشده است! ـ 'عن ابی الحسن قال ان بنات الانبياء لا يطمثن' ـ ( اصول کافی - کتاب الحجه - باب مولد الزهراء - جلد يک ص. ۳۸۲ )
در روايت است که علی (ع) با رسول خدا به مسافرت رفت و عايشه همراهش بود و تنها يک لحاف همراهشان بود ! و علی میگوید رسول خدا بين من و عايشه خوابيد ! و هنگاميکه رسول خدا شب برای نماز شب بر خاست من و عايشه در يک لحاف بوديم ! ـ ' قال علی سافرت مع رسول الله و کان له لحاف ليس له لحاف غيره و معه عائشه و کان رسول الله ينام بينی و بين عائشه فاذا قام الی اللصلوه الليل ...' ـ ( منبع: بحار الانوار جلد ۲ - ص ۴۰ دار احياء التراث العربی - بيروت بحار الانوار ص. ۲۹۷ )
هنگاميکه امام حسين به شهادت رسيد بين امام سجاد و محمد ابن حنفيه فرزند علی(ع) بر سر امامت اختلاف افتاد محمد ابن حنفيه به امام سجاد گفت تو خودت بهتر ميدانی که من از تو لايق تر هستم و امام سجاد در جواب گفت پاسخ تو را حجر الاسود ميدهد ! و دعوت کرد که به آنجا بروند ..آنگاه محمد ابن حنفيه حجر الاسود را صدا زد و هيچ جوابی نشنيد اما تا امام سجاد حجر الاسود را صدا زد حجر به صدا در آمد و گفت امامت مال علی ابن الحسين است و نزديک بود حجر الاسود از جا کنده شود! ـ 'لما قتل الحسين (ع) ارسل محمد ابن الحنفيه الی علی ابن الحسين و ...' ـ ( منبع: اصول کافی - جلد يک ص ۳۴۸ اعلام الوری للطبرسی ۲۵۸)
علی(ع) بر روی ابرها پرواز ميکند ! . خداوند ابرها را برای علی مسخر ساخت و او شرق و غرب عالم را درنورديد! . ـ 'ان الله سخر لعلی السحاب فکان يسير فی الارض شرقا و غربا' ـ ( منبع: تفسير الميزان جلد ۱۳ - ص ۳۷۲ بحار الانوار جلد ۳۹ - ص ۱۳۸)
رعد و برق آسمان از تدبير علی است! . ـ ' قال ابو عبد الله عليه السلام .. ماکان من هذا الرعد فانه من امر صاحبکم قلت من صاحبنا؟ قال امير المومنين علی عليه السلام الاختصاص' ـ ( منبع: المفيد ص ۳)
(برگرفته از ایمیل)
یکشنبه ۱۰ ژانویهٔ ۲۰۱۰
انتشار مجدد کاریکاتورهای محمد در روزنامه ای نروژی
روزنامه نروژی "آفتن پوستن" در واکنش نسبت به سوقصد به جان کورت وسترگارد، کاریکاتوریست دانمارکی، دست به انتشار کاریکاتورهای او زده است. این روزنامه از بین 12 کاریکاتور محمد، 6 کاریکاتور را انتخاب کرده و مجددا منتشر کرده است.
در روز اول ژانویه یک جوان سومالیایی 28 ساله با تبر و چاقو وارد خانه وسترگارد شده بود و قصد داشت او را بکشد. وسترگارد موفق شده بود به حمام خانه اش پناه ببرد و از آنجا به پلیس زنگ بزند. سوقصدکننده دستگیر شده و قرار است به زودی در دادگاه محاکمه شود.
روزنامه "آفتن پوستن" در پاییز 2005 نیز در همبستگی با نشریات دانمارکی، کاریکاتورهای محمد را منتشر کرده بود.
چند جوک (3)
احمدي نژاد بعد از مرگ در مقابل سوالات خدا: اي خداي بزرگ! من به شما علاقه مندم! تعجب مي كنم! واقعا نمي دونم شما اطلاعاتتون رو از كجا مي گيرين؟! مي خواين من پرونده يك زن رو افشا كنم؟ يه زني هست به اسم مريم مقدس .... بگم؟! ... بگم؟! .....؟ آیا این درست بود؟!
حرفهای دیگران را در سه جا باور نکن: (1) پای منبر، (2) پای منقل، (3) توی بغل!
و این هم یک جوک انگلیسی:
What's the difference between the USA and Iran?
In the USA, they have Obama, Stevie Wonder, Bob Hope, Johnny Cash...
In Iran, we have Ahmadinejad, No Wonder, No Hope, No Cash...شنبه ۹ ژانویهٔ ۲۰۱۰
تصویر شاعرانه ای که بهش گند زده شد
الان دارم در جایی به مدت یک ماه یه دوره کارآموزی میگذرانم. یک هفته اش به سرعت برق و باد گذشت. ساختمانی که دوره ام را در آن میگذرانم، یک سمتش منظره بسیار زیبایی دارد. خوشبختانه بالکنی که میرم در آن سیگار میکشم، مشرف به همان منظره است. حدود 100 متر محوطه سبز است با درختانی پراکنده و بعد از آن رود راین می آید.
دیروز در حال سیگار کشیدن در بالکن بودم و داشتم به این منظره نگاه میکردم. برف همه محوطه را پوشانده بود. کسی به جز مردی که داشت از آن دورها، در بین آن همه برف به طرف ساختمان می آمد، دیده نمیشد. منظره با این مرد تنها در بین انبوه برف، که داشت به سمت من می آمد، زیباتر شده بود. ولی وقتی نزدیک شد و چهره اش را دیدم، گند زده شد به این تصویر شاعرانه. چهره اش ایرادی نداشت، ولی به آن چیزی که در ذهن من بود، شباهتی نداشت. البته تصویر روشنی در ذهنم نداشتم، فقط می دانستم هر چه که بود، شبیه این مرد نبود.
این جریان مرا یاد صحنه دیگری انداخت، که روز قبلش در اتوبوس دیده بودم. یک زن و مرد جوان ترک که بچه کوچکی هم همراهشان بود، داشتند با همدیگر دعوا میکردند. در واقع زنه داشت با مرده دعوا میکرد. مرده هم قیافه مظلومی به خود گرفته بود و چیزی نمیگفت. معلوم بود ترکمون بزرگی زده بوده. به خانه هم که رسیدم، دخترم برام تعریف کرد که همسایه های بالایی مان که یک زن و مرد هستند، دعوای شدیدی با هم داشته اند و صدای فحش هایی که به همدیگه می داده اند، شنیده میشده. با خودم فکر کردم چه خوشبختم که در رابطه ای نیستم که در آن همه اش دعوا و مرافعه باشد. چیزی که در گذشته بسیار تجربه کرده بودم.
ولی در گذشته نمی توانستم تنها بمانم و حتما باید در رابطه ای بودم. برای همین هم وقتی جدایی پیش می آمد، سریعا با مردی دیگر رابطه میگرفتم. و از آنجا که بدون تامل و به سرعت رابطه میگرفتم، نمی توانستم کسی را که برای من مناسب باشد و به هم بخوریم، پیدا کنم. الان مدتی طولانی ست که در رابطه ای نبوده ام. ولی خوشبختانه دیگر از تنهایی رنج نمی برم و به این نتیجه رسیده ام که تنهایی بهتر از این است که آدم در رابطه ای دائما احساس نارضایتی کند. مسلما هنوز هم دوست دارم با کسی باشم، ولی نه به قیمت اینکه بعد از مدتی احساس رضایت از زندگیم را از دست بدهم.
این در مورد دوستان "عادی" ام هم صدق میکند. قبلا خیلی روابطی داشتم که به اعصابم میرفت. ولی از آنجا که دوست داشتم افراد زیادی دور و برم باشند، تحمل میکردم. الان برایم خیلی مهم است که آرامش داشته باشم. برای همین با دوستانی هم که به نوعی به اعصابم میروند، رابطه ام را کم کرده ام. پیدا کردن دوستان مناسب هم ساده نیست. مسلما به سختی پیدا کردن شریک زندگی نیست، ولی به آن آسانی ها هم که قبلا فکر میکردم، نیست. این به این معنی نیست که دوستانی که داشته ام، آدمهای جالب یا خوبی نبوده اند، ولی خب تیپ مان به هم نمیخورده و نقاط مشترک زیادی نداشته ایم.
از دوستی و سایر روابط انسانی انتظارات زیادی ندارم، فقط اینکه به آدم احساس آرامش بدهد یا اینکه حداقل احساس آرامش را از آدم نگیرد. تصورات خیلی مشخصی هم از اینکه چه میخواهم، ندارم، فقط میدانم چه نمیخواهم!
جمعه ۸ ژانویهٔ ۲۰۱۰
نقش کمرنگ مردم ایران در رسانه های غربی
هایده درآگاهی، نویسنده و محقق ایرانی که در سوئد زندگی میکند، در مقاله ای در نشریه آلمانی زبان فرانکفورتر روندشاو رسانه های غربی را مورد انتقاد قرار داده که چرا نگاهشان بیشتر به مهره های قدرت معطوف است تا به مردم، حالا چه این مهره ها از سران رژیم باشند، چه از سران اصلاح طلب.
درآگاهی بر این تاکید دارد که بر خلاف آنچه رسانه های غربی تصویر میکنند، اعتراضات مردم ناشی از تقلب در انتخابات نیست، بلکه ریشه در خشمی دارد که در این 30 سال انباشته شده. او در مطلب خود به تفصیل به ذکر جنایات جمهوری اسلامی می پردازد.
درآگاهی در پایان میگوید که هر که در ایران سر کار بیاید دیگر با قوانین مذهبی نمی تواند حکومت کند و باید خواسته های حداقلی مردم برآورده کند. این خواسته ها از نظر درآگاهی جدایی دین از دولت، آزادی بیان بدون شرط و حقوق شهروندی کامل برای همجنسگرایان و اقلیتهای قومی و مذهبی است.
پانتومیم با آهنگ کلیسایی (کمدی)
فکر میکردم اینها ایرانی باشند، ولی بعد از اینکه دیدم چقدر آدم از این کلیپ بازدید کرده اند، حدسم اینه که خارجی باشند.
پنجشنبه ۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰
انعکاس کمپین اعتراض به اینترپل در رسانه های خارجی
تا کنون نیویورک تایمز و واشنگتن پست در مورد اقدام جمهوری اسلامی مبنی بر قرار دادن اسامی تعدادی از فعالین اپوزیسیون در لیست افراد تحت تعقیب اینترپل مطالبی منتشر کرده اند. فقط نمی دانم چرا این افراد "ایرانی" در این مطالب "کرد" از آب درآمده اند.
برای اطلاع بیشتر از موضوع به این مطلب رجوع کنید: اقدام جمهوری اسلامی برای دستگیری فعالان سیاسی در خارج از کشور
چهارشنبه ۶ ژانویهٔ ۲۰۱۰
رییس جمهور آفریقای جنوبی سه زنه شد!
رییس جمهور آفریقای جنوبی، ژاکوب زوما، برای پنجمین بار ازدواج کرد. او که طرفدار سرسخت چندهمسری برای مردان است، در حال حاضر سه زن عقدی دارد.
یکی از پنج همسر او در سال 2000 خودکشی کرده و یکی دیگر طلاق گرفته (حالا نمیدانم خودش طلاق گرفته یا جناب زوما او را طلاق داده.)
زن جدید زوما 37 سال دارد. خود زوما 67 ساله است. بنا به گزارش "ساندی تایمز" زوما قصد دارد زن ششمی هم اختیار کند. او به خاطر داشتن چند همسر بطور همزمان، مورد انتقاد شدید سازمان های حقوق زنان و حقوق بشر قرار گرفته است. ایشان ولی در پاسخ گفته که روابط قانونی بهتر از روابط آزاد است!
سهشنبه ۵ ژانویهٔ ۲۰۱۰
اشتراک در:
پیامها (Atom)


